نگاه کردن ، دیدن و فهمیدن

یادداشت اول

سینما دستاوردها و تجارب گوناگونی را به دست آورده است. نگریستن به طبیعت و جستجوی عناصر متشکله آن راهی است که با تفکر به شناخت آفرینش های خداوند منجر می شود و هنگامی که شناخت حاصل شد، مسیر آفرینش هنری نیز برای انسان هموار می گردد. با گشودن چشم ها می بینیم و این دیدن، بزرگ و شگفت انگیز است. در یک معنای کلی، عمل دیدن واکنشی طبیعی و خود به خود است که عضو بینایی در مقابل انعکاس نور از خود نشان می دهد و انسان به طور طبیعی رنگ، شکل، جهت، بافت، بعد و حرکت چیزها را به وسیله پیام های بصری دریافت می کند. اما در هنر و نزد فیلمسازان، دیدن می تواند فراتر از یک عکس العمل طبیعی تعبیر شود و به فهمیدن بدل شود. در نگاه فیلمساز، جهان به صورتی عمیق تر درک می شود. او علاوه بر دیدن اشیاء، به روابط و تناسبات آنها با یکدیگر به دقت توجه می کند. همین توجه و نگاه موشکافانه به جهان و پدیده ها به نحوی در آثار او جلوه گر می شود که گویی هیچ کس دیگر قبلا" آنها را آن گونه ندیده است. این نگاه ادراک و فهمیدن، مختص مستندساز شکل گرا نیست. فیلمساز داستان پرداز نیز با این پدیده روبروست. با این تفاوت که او از واقعیت ناب تأثیر می گیرد و وام دار سینمای مستند و متأثر از آن می باشد. از میان توانایی های مختلف انسان، حس بینایی، او را قادر می سازد تا جهان پیرامونش را ببیند و با آن ارتباط برقرار کند. شرط دیدن اشیاء و پدیده ها توسط چشمها، وجود نور است و بدون نور انسان قادر به تماشا نیست. در نتیجه، عمل دیدن، ارتباطی است که انسان در شرایط مساعد نوری از طریق عضو بینایی با جهان برقرار می کند. هر اندازه که ما رشد می کنیم و بزرگتر می شویم، عمل دیدن تبدیل به عادت می شود. اما نحوه دیدن و روابط بصری برای فیلمسازان همواره زنده و پویا باقی می ماند. چشم به مجرد دیدن، مقایسه می کند و این مقایسه اولین گام یه سوی سنجش، اندازه گیری و اندازه زنی است. باریک بینی، تفکر و تعقل، آن را آسان می کند و شناخت حاصل می گردد و ادراک کامل جسم دیده شده عملی می شود. در این حال می گوییم، جسم نگریسته شده است. جسم دیده شده و جسم نگریسته شده با هم متفاوتند. در دیدن، تنها یک واکنش سرشتی و ساده وجود دارد، لیکن نگریستن، در پی واکنشی ژرف تر و عمیق تر انجام می شود که از باریک بینی، تفکر و شناخت یا معرفت منتج می گردد. هر چند که بسیاری از مردم نگریستن و دیدن را یکی می دانند و یا آنها را با یکدیگر اشتباه می کنند. اما در تمام زبان ها و میان همه ملت ها نگریستن با دیدن تفاوت دارد. با دیده گشودن بر اشیاء می بینیم و ناخودآگاه یا خودآگاه مقایسه می کنیم. ابعاد گوناگون اشیاء را باهم می سنجیم و اندازه های آنها را بازمی شناسیم. سپس به داوری می نشینیم که این اندازه ها خوب و خوشایند هستند یا نه؟ و دلیل آن چیست؟ این چنین در جهان زیبایی و زیباشناسی گام می نهیم و بدین ترتیب تحلیل در هنر و فیلم به وجود می آید و اندیشه هنر و آفرینش هنری زاده می شود.


چاپ   ایمیل